بر خلاف
میل باطنیم که تا حالا به کسی حرفی نزنم که خدای نکرده به کسی بر نخوره و ناراحت
بشه از این قضیه . اینکه تو رفت و آمد من خیلی حرفها نهفته است . بعضی ها کارشناسن
اصلآ ، میان تو وبلاگها کارشناسی می کنن و الحمدالله دینشون کامله.این حرکتی که یه
سری از افراد می کنن موقع رفت آمد من بعضیا به مسخره ، میگن دیر از جون عذر می
خوام میگن خوب خریه دوتا می زنن تو سرم ، یکی نیشکون می گیره….! من می فهمم.خیلی
کم پیدا می شه کسی از رو محبت بخواد حرکتی انجام بده. بیشتر حالا یا اذیت کردن من
باشه ،یا اینکه دوتا دوست داشت بخنده.می خوام یه چیز بهت بگم. من میام به وبلاگت سر
می زنم وتو همینطور(وقتی دوستت رو می بینی باهاش دست می دی) مثل شارژ باطری،محبت
ازقلب من به قلب تو و بلعکس.این دست بوس کردنا ، سرو کله هم ریختن ، دنبال کسی
کردن دوتا ایراد بزرگ داره. اول اینکه شخصی مثل من پف می کنه تو داری ضرر به من می
رسونی حس میکنم کسی شدم ، دنبالم میان ، مگه من کیم. دوم خودتو کوچیک می کنی
(خودتو حقیر میکنی) اگه می خوای دست کسی رو هم ببوسی دست مامان و باباتو ببوس جدآ
بهت عرض می کنم.من وبلاگ نویسم…وظیفه منه که حرف دلمو بنوسم…..وظیفه یکی دیگه… .
ما هممون در یک مسیریم فرقی با هم نمی کنیم.مطلب بعد اینکه همین الان ملک الموت
بیاد سراغم به خدا فرحناکم وتنها ناراحتی من اینه نمی تونم خدا خدا بگم…که بعضی ها
وقیهانه اونو به مسخره گرفتند وخندیدند.من یک فرهنگ سازی کردم می خوای قبول کن ،
می خوای قبول نکن.
و از این
کاری که کردم هیچ وقت پشیمون نیستم و نیستم .کشتی خدا همه جور آدم داره و حق ورود
به این کشتی رو داره و حق نجات داره. هر شخصی که می خواد باشه و خواهشم از این
افراد اینه که(البته من که تموم شد)این عرصه رو اینقدر تنگ نکنید و کسی احساس خطر
بکنه وفرار کنه از این کشتی. باعث وبانی این کارشخصیه که این کارو انجام می ده
.وخیلی راحت خرسندو هیچ مشکلی هم نمی بینه.(مرام خدا به خراب کردن کسی نیست) واگه
اشکالی می بینی دست در دست هم دیگه در رفع اون مشکل کوشش کنیم نه به خراب کردن
اون.از تو که توقعی ندارم،از تو هم نمی تونم حرف بشنوم.کسی می تونه منو نصیحت کنه
به من حرفی بزنه که دنبال خراب کردن من نباشه.ما دم از خدا می زنیم دم از غیر که
نمی زنیم.این آپ،آپ آخر این وبلاگه و تا اطلاع ثانوی تعطیل.دوست هم نداشتم این
کارو بکنم شاید هم خیلی ها خوشحال بشن از این موضوع وشاید هم ناراحت و
اندهگین.خوشحالم تو این مدت نه از کسی خط گرفتم نه کسی به من گفت این کارو بکنم یا
نکنم.خودم این تصمیم رو گرفتم وشاید این شایعات شروع بشه بگن بده…….اینها کارو به
جایی رسوندند که خیلی وقیهانه و قشنگ منو مسخره می کنن و حتی فحش به من دادند.و
نمی تونی بگی کیه؟ خیلیاتون دیدید و خوندید.به هر کی هم گفتم می گه نه من که ندیدم
نخوندم.بر فرض مثال حسن نامی هم گناهی کرد آیا نشر این گناه تو وبلاگها ، سایتها
وقت صرف کنن پخش کنن بین دوستان این کار درسته اگه درسته بگید ما بدونیم.تو مفاهیم
مذهبی ما چندتا قاعده هست که متآسفانه فراموش شده.یکی از سنتهای خدا اینه که کسی
با آبرو و احساسات دیگری بازی کنه دچار قصاوت قلب می شه.نه اینکه سنگ دل می شه نه
یعنی طرف بی عاطفه می شه ، بی تفاوت می شه…. و دعاش مستجاب نمی شه.اینکه می بینی ،
خدایا پس چرا صدامو نمی شنوی همین ریزه کاریاست.شخص من که تموم شد اونی که می
خواست آبرو ببره برد خیلیاتون منو محکوم کردند که تو دروغ می گی…..به خدا نتونستیم
ثابت کنیم اون وقت من چی رو بیام ثابت کنم؟؟ دیدی که من چند وقت دندون رو جگر
گذاشتم و هیچ حرفی نزدم.شده تو اتاقم اینقدر اشک ریختم ایقدر فکر کردم…اما حرفی به
کسی نزدم.بارها می خواستم وبلاگو حذفش کنم دلم نیومد به خاطر نادونی وبی عقلی یه
سری افراد جاهل حسود دروغگواما گفتم به عشق و علاقه دوستان احترام بزارم و فارغ
نشم از این مسئله اما باور کنید خدا سر شاهده حتی استخونهای منم خورد کردند.دل خوش
بودم که دوتا دوستای من بودن،به زبون خودت بگم زودی در رفتند،صلح وآرامش می شه
دوباره همه بر می گردن.می خوام بگم من می فهمم باز چطور روت میشه بیای اینجا.این قضیه
مال امسال پارسال نیست ها،چند سال با این قضیه کلنجار می ریم.با چشم خودم دارم می
بینم منو به سمتی سوق میدن که بازندۀ این فتنه با برندش فرقی نمی کنه.یعنی هردومون
بازنده ایم هم منی که می خوام با تو جنگ کنم هم تویی که داری با من می جنگی.اگه تا
حالا ایستادم و استوار موندم به اون افراد بگم که می رم باز از دوباره قوا می
گیرم،سعی می کنم بیشتر رو خودم کار کنم و اون اشتباهات گذشته رو که از حساب سادگی
دل خودم بود تکرار نکنم.نه اینکه برم نه یه دفعه دیدی 5 روز 10 روز شاید هم1 سال
دیگه با یه وبلاگ جدید یا همین وبلاگ برگشتم.می خوام برم کار خودمو دریابم ببینم
چند چندیم.من فردا بمیرم زیاد لطف کنی یه فاتحه میدی من باید اون دنیا جوابگو
اعمالم باشم.شنیدی که می گن به کسی که پشتیبانی غیر از خدا ندارد ظلم نکن.و ابن
سینا با اون شهرت علمی خودش میگه:
کفرچو منی
گزاف و آسان نبود (راحت نمی تونی به من بگی کافر)
محکم تر
از ایمان من ، ایمان نبود
در ده چو
من یکی آن هم کافر
پس در همه
ده ، یک مسلمان نبود.
چی کار
کردم اوضاع من باید این بشه چی رو می خوای بگی چی رو می خوای ثابت کنی تو با این
کار داری با احساسات مردم بازی می کنی نه با حسن ایدریساوی .یه لحظه خودتو جای من
بذار.اما و اما واما آینه اگه خورد بشه ریز ریز بشه بازم خصلت آینه بودنشو داره یه
تیکه هم آینه ست .همۀ حرفامو زدم با کم وکاستو بیخیال…
تو این
دوران هیچکی به اندازۀ من سرش کلاه نرفت.ما حکم اون دلاکه رو داریم که تو حموم می
اومد همه رو می شوست تمیز میکرد.همه سفید می شن و تمیز،دلاکه شب که میشه میگه من
حال ندارم حموم کنم با اون بوی عرق اون خستگیش میگیره می خوابه.گفتم که مرام خدا
این نبود.الان که می خوام برم نه اینکه می خوام وبلاگو تعطیل کنم نه خدا سر شاهده
منم باید اعتراضمو نشون بدم کی میاد حقمو بگیره کی میاد آبرومو تو این مدت خون دل
خوردم اشکها ریختم بهترین وقتمو توش گذاشتم زحمت کشیدم خون دل خوردم مریضیا کشیدم
حالا هم به بار نشسته یه عده خیلی راحت با اون فحش هایی که به من می دن خیلیا
……..ولی با این اوضاع من سرمو پایین گرفتم چیزی نگفتم حرفی به کسی نزدم اما اینکه
بخندی به دل من فحشم بدی به منو خندیدن و قهقهه زدن به من عاقبت به خیر نمی شی. تو
تبر گرفتی ،داری تبر می زنی به ریشه من نه به اشکای من به زحمات من به عرق ریختنای
من تو داری تبر به کجا می زنی به قرآن سرت میاد به خدا سرت میاد نه الان…… با
احساسات من با قلب من آبروی…بازی کردی مطمئن باش اون دنیا باید جوابمو بدی تو
مسئولی جلو خدا وباید جوابگو باشی.
میشه دست از انتقام برداری و کسی رو که اذیتت نکرده اذیت نکنی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من کسی
دارم که در محشر به فریادم رسد………….

